تبلیغات
به وبلاگ اقتصاددان خوش آمدید(پژوهشگر حوزه های اقتصاد و مدیریت و رفاه و تامین اجتماعی و فضای کسب وکار )

پیچک

به وبلاگ اقتصاددان خوش آمدید(پژوهشگر حوزه های اقتصاد و مدیریت و رفاه و تامین اجتماعی و فضای کسب وکار )
ارائه دیدگاههای اقتصادی- مدیریتی- کارآفرینی -پژوهشهای کاربردی (مشاوره در حوزه های مدیریت و اقتصاد ) توسط نویسنده وبلاگ حسن سالک 
قالب وبلاگ
نویسندگان
لینکها

قالب میهن بلاگ تقویم جلالی

ابر برچسب ها

بر خلاف گذشته، امروز مدیری موفق است که عملکردش ورای توفیقات مالی و اقتصادی باشد.

بازارهای پُررنگ و لعاب، رقابتی و جهانی شده امروز، مدیرانی را طلب می‌کنند که علاوه بر نبوغ ذاتی، اصول و روش‌های صحیح مدیریت را هم بلد باشند و در حقیقت در خدمت کارایی سازمان خود عمل کنند

اگر به نظریات تیلور، گیلبرت، فایول، وبر، دراکر و دیگر عالمان مدیریت نگاهی بی‌اندازیم، می‌بینیم که تمامی تئوری‌هایشان بر همین اصل استوار است. اما این که چرا این نظریات کارساز که زمینه پیشرفت بسیاری از کشورها را – همچون ژاپن، کره جنوبی و امثال آنها - فراهم کرده‌اند، در ایران کاربرد ندارند، شاید به گستردگی هر کدام از این نظریات و بومی نشدن آنها در کشورمان برمی‌گردد. این تفکر خمیر مایه یک الگوی مدیریتی بومی است که از دل علم مدیریت برآمده و با شرایط اقتصادی داخلی ما تطابق دارد و در عین حال قادر است در راستای افزایش هر چه بیشتر کارایی سازمان‌ها مؤثر باشد.
الگوی «اقتصاد ایران»
به نظر ما تابع مدیریت از 3 جزء اصلی تشکیل شده است که مدیرانمان می‌توانند با برنامه ریزی کاربردی و استفاده صحیح از این 3 جزء، بیشترین اثر بخشی را در مدیریت خود داشته باشند. تعیین اهداف متعالی سازمان بر اساس کمترین هزینه، جست‌وجوی سلامت، امنیت و ثروت سازمان و در نهایت حفظ موقعیت بنگاه با عنایت به مقولاتی چون ارزیابی درست از ریسک‌ها و توجه به کم و کیف امکانات تولید (یعنی نیروی انسانی، سرمایه، ماشین آلات، مواد خام و نیاز بازار)، متغیرهای اصلی این تابع هستند.
البته شرکت‌ها و بنگاه‌های خصوصی ما برای بقا در بازار سعی کرده‌اند به طور تجربی و نه علمی، با متغیرهای ثروت، امنیت و تولید کارآمد آشنا باشند. اما واقعاً کمتر بنگاهی در کشور یافت می‌شود که راهکارهای مدیریت ریسک و بحران را برای توسعه خود به کار بسته باشد.
در آسیب شناسی این که چرا این شاخه حیاتی مدیریت در بنگاه‌های ایرانی جایگاهی ندارد، دکتر احمد روستا، عضو هیأت تحریریه «اقتصاد ایران» و نظریه پرداز مدیریت نوین در کشور ما، معتقد است محیط بسیار متلاطم و عوامل تأثیر گذار بیرونی که به شدت هم تغییر پذیرند، مهمترین دلایل نبود مدیریت ریسک و استراتژیک در بنگاه‌های ایرانی‌اند. این بی‌میلی مدیران نسبت به برنامه ریزی استراتژیک، ناشی از غیرقابل پیش‌بینی بودن و عدم شفافیت تحولات گوناگون محیطی است. درست به همین دلیل، شاهد جایگزینی برنامه ریزی سناریویی (Planning Scenario) به جای مدیریت ریسک در ایران هستیم. برنامه ریزی سناریویی، آن نوع از برنامه ریزی است که بر اساس تجربیات، احتمالات و نظریات کارشناسان درون سازمانی و بعضاً مشاوران برون سازمانی - به صورت فصلی، نیم سالانه و حداکثر سالانه - در 4 وضعیت خوش‌بینانه، واقع‌بینانه، بد‌بینانه و نهایتاً ترکیبی، طرح ریزی می‌شوند تا بنگاه قادر باشد نسبت به اتفاقات آتی پیش‌بینی‌هایی انجام داده و با توجه به آن، توانایی‌ بازیگردانی داشته باشد.
دکتر روستا در ادامه گفت‌وگو با «اقتصاد ایران»، مدیریت و مدیران حرفه‌ای را مهمترین کمبود بنگاه‌های آینده نگر برشمرده و این گونه تحلیل کرده که مدیران حرفه‌ای، مدیرانی هستند که همواره سازمان را در چارچوب شرایط گذشته (استفاده از تجربیات پیشین)، حال (درک واقعیات از وضعیت امروز) و آینده (جست‌وجوی آتیه‌ای دلخواه در جهت رشد و توسعه پایدار) مدیریت می‌کنند. برای رفع این فقدان، مدیران ما باید ضمن بهره مندی از تجربه و تخصص لازم، مسأله آموزش را برای یادگیری هر چیزی که مدیریت بدان نیاز دارد از وظایف خود بدانند.


همزیستی جهانی و بستگی مدیریتی
اما اگر بخواهیم دیگر شاخه‌های تأثیر گذار را بر فقدان مدیریت ریسک در کشورمان برشماریم، باید به فقدان فضای رقابتی در کشور اشاره کنیم. عدم تعامل با اقتصاد جهانی و عدم تعامل با شرکت‌های موفق، نظام دستوری قیمت‌ها و قوانین هم از دیگر دلایل آن به حساب می‌آیند. چنین فضایی، دایره تصمیم مدیران را در یک کانال بسته و مسیری از پیش تعیین شده قرار می‌دهد و طبعاً قدرت ابتکار را از آنها سلب می‌کند.
البته اگر بخواهیم کمی جزیی‌تر به مسأله نگاه کنیم، باید نوع بنگاه‌ها را هم مدّ نظر قرار دهیم. تحقیقات میدانی «اقتصاد ایران» نشان می‌دهند بخش زیادی از بنگاه‌های ما به دلیل آن که بنگاه‌هایی خُرد هستند - و در نتیجه گردش نقدی چندان بالایی ندارند - مجاب به استخدام چنین مدیرانی نشده‌اند. اما گروهی دیگر اعلام داشته‌اند علیرغم بالا نبودن گردش نقدی بنگاهشان، در صورتی که چنین مدیرانی – نه در حد حرف و ایده، بلکه در عمل – پیدا کنند حتماً آنها را جذب سازمان خود خواهند کرد. طبعاً الان این سؤال مطرح می‌شود که چرا چنین مدیرانی در ایران پرورش نیافته‌اند؟
با توجه به این که مجال زیادی باقی نیست، ما فقدان این مهم را در عدم رعایت این 3 اصل می‌دانیم: 1) مدیران میانی ما اختیار عمل کافی برای مدیریت خود در بنگاه ندارند. 2) در قبال نبود این اختیار عمل، "پاسخ دهی" بر مدیران میانی وظیفه نیست. 3) اگر اختیار عمل و پاسخ دهی در قبال عملکرد به مدیران واگذار و ابلاغ شود، حس اعتماد به آنها القا نمی‌شود.
اگر این 3 اصل را در مدیریت سازمان خود رعایت کنیم، شک نکنید ضمن پرورش مدیرانی شایسته، بنگاه‌هایی پیشرو هم خواهیم داشت. 




طبقه بندی: موضوعات مدیریتی،
[ سه شنبه دهم آبانماه سال 1390 ] [ 10:15 قبل از ظهر ] [ حسن سالک ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ


از پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ روایت شده كه:
خداوند چون برای كسی نیكی بخواهد او را عالمی ژرف نگر در دین می سازد
شهید مرتضی آوینی:
پندار ما این است که ما مانده ایم و شهدا رفته اند، اما حقیقت آن است که زمان ما را با خود برده است و شهدا مانده اند ، آن روزها مانده و باد زمان ما را با خود برده است حقیقت همین است

شعر:

باید ای دل اندکی بهتر شویم

یا نه اصلا آدمی دیگر شویم

از همین امروز هنگام نماز

با خدا قدری صمیمی تر شویم



آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :